امروز 4 شنبه است ، آخرين روز كاري ، اما شروعي ديگر براي من.
ديشب با خودم فكر مي كردم تا الان هر چي خواستم بدست بيارم با سختي بدست آوردم ، اونقدر سختي در راه بدست آوردن مي كشم كه وقتي به هدفم مي رسم هيچ احساس لذتي نسبت به اون ندارم.
امروز همه تعطيل هستن ، من سر كارم
البته اين هم يه حسنيه ،اما دلم تنگ شده براي تعطيلي كه بشينم توي خونه و هيچ كاري نكنم و استرس انجام هيچ كاري و نداشته باشم ، در واقع ذهنم رهاي رها باشه.
اما خوب فعلاً بايد با اين روزها و روياها خداحافظي كنم.
دانشگاه و دوست دارم چون باعث ميشه يه آخر هفته از همه چي و همه كس دور باشم و به غير از درس به هيچ چيز ديگه اي فكر نكنم.اين هم يه نوع خستگي در كردنه براي من.
رزوهاي عمرم مي گذرند، دست من نيست اما خوب گذشتنش دسته من
ديشب با خودم فكر مي كردم تا الان هر چي خواستم بدست بيارم با سختي بدست آوردم ، اونقدر سختي در راه بدست آوردن مي كشم كه وقتي به هدفم مي رسم هيچ احساس لذتي نسبت به اون ندارم.
امروز همه تعطيل هستن ، من سر كارم
البته اين هم يه حسنيه ،اما دلم تنگ شده براي تعطيلي كه بشينم توي خونه و هيچ كاري نكنم و استرس انجام هيچ كاري و نداشته باشم ، در واقع ذهنم رهاي رها باشه.
اما خوب فعلاً بايد با اين روزها و روياها خداحافظي كنم.
دانشگاه و دوست دارم چون باعث ميشه يه آخر هفته از همه چي و همه كس دور باشم و به غير از درس به هيچ چيز ديگه اي فكر نكنم.اين هم يه نوع خستگي در كردنه براي من.
رزوهاي عمرم مي گذرند، دست من نيست اما خوب گذشتنش دسته من
خوش بحالت که هر هفته می تونی بری شمال و حال و هوا عوض کنی و رفرش بشی ...
پاسخ دادنحذفامیدوارم هیچ چیز و هیچ کس نتونه اذیت ات کنه