۶ مهر ۱۳۸۸

متاسفم

متاسفم برات ای دل ساده

چشمه غم

با چشم های خیس
این چشمه های غم
با گریه زیاد
با خنده های کم
انگار تا ابد با این بهونه ها...
جای منه
دویوونه خونه ها

کاش خدا...


دلم می خواد اینقدر گریه کنم
تا که
بمیرم.
می دونم
اگه بمیرم
خیلی خوشحال میشی
میدونم چقدر سبک میشی و به همه زندگیت می رسی
میدونم دیگه نیستم که بهم بگی : تو منو مجبور میکنی ،من نمی خوامتع تو زنگ می زنی ، تو...
کاش بمیرم
کاش خدا هم منو دوست داشت
از تو که گذشت
کاش خدا دوستم داشته باشه.

عروسک قصه ما

تا حالا حسه عروسک بازی و نداشتم
اما حالا حسش می کنم
وقتی بعد از بازی به گوشه ای پرت میشه

نفهمیدم

احمق بودم که نفهمیدم
توی تمام کامنتات معلومه که هیچ حسی به من نداری
اما چرا نفهمیدم
کور شده بودم

درد و دل با خودم


خسته ودلگیرم...
حوصله صحبت با هیچ کسی رو ندارم
گریه هام بی پایانه
بغضم در گلو مانده ومن و خفه می کنه
جدا شدن از تو سخت نیست اما فراموش کردن این همه خاطره کاره سختیه، سعی می کنم تمام این 6 سال رو به چشم یه تجربه ببینم. شاید تجربه تلخ
دلم شکسته
کاش نمی شکست
کاش من هم مثل همه دخترهای اطرافم می تونستم با آدمی که من و دوست داره و می خواد ازدواج کنم، چقدر دلم پر می شکه برای چنین لحظه ای.
می دونم همین الان هم هستند کسانی که من رو فقط وفقط برای خودم می خوان و نه برای آرایشم و قیافه ام و ...
دلم گرفته
دلم خیلی گرفته
اما تصمیم و گرفتم
دل بریدن
.
.
.
.
.
.
.
.
ماه پیشونی ماله قصه است
مرد ِ من ، من و صدا کن

۳۰ شهریور ۱۳۸۸

خوشم

همیشه توی زندگی همه چیز اونجور که تو آرزو می کنی پیش نمیره
گاهی به این فکر می کنم که شاید خدا منو دوست داره که چیزی به میلم پیش نمیره
اما تنها چیزی که باقی میمونه دله و بس
پا گذاشتن روی حرف دل سخته ، اما شدنیه.
ولش کن
فعلاً که خوشم و راحت

پاییز

سردمه
اما پتو نمی خوام
آغوش گرم میخوام
اما نه آغوش تو!
یه آغوشه واقعی، آغوشه آرام بخش...
فقط آغوشه اون می تونه گرمم کنه و بس.
[عکس و ولش کن ]

خوش خیال

خوش خیالیها ا ا ا ا ا
.
.
.
.
.
با تو نبودم با خودم بودم.

فکر کردی؟!

این دفعه دیگه اون دفعه ها نیست فکر کردی
تموم شد دیگه

۲۹ شهریور ۱۳۸۸

آرزو


درخت آرزو می کرد ؛ کاش از بی آبی خشک می شد ، تا اینکه زیر بارش تگرگ های ابری که ،

به آن دل بسته بود بشکند …

تموم شد ترانه




تموم شد ترانه
به پايان رسيدم
اگر گريه كردم
اگر دل بريدم

تموم شد ترانه
قلم را شكستم
به كنجي خزيدم
به ماتم نشستم

نوشتم سكوتو
صدا ميشنيدي
به هر خط شكستم
تو گفتي نديدي

مي تونستي از تب
ترانه بسازي
دلي رو كه بردي
دوباره ببازي

مي تونستي ماهو
به خوابم بياري
رو پيشوني شب
ستاره بذاري

اگر بي اجازه
تو شعرم نشستي
چرا دل بريدي
چرا دل نبستي

تموم شد ترانه
چشات غرق خوابه
سوال من از تو
هنوز بي جوابه

کاش...

کاش اینقدر که من تو رو دوست دارم ، تو هم منو دوست داشتی و به یادم بودی
کاش...

۲۸ شهریور ۱۳۸۸

ماه من آمد ، ماه تو کجا رفت

خوب بالاخره ماه پدیدار شد(مثلاً)
خوب عید اونایی که روزه گرفتن مبارک باشه ، عید کسایی که فقط گشنگی نکشیدن وزبونشون و نگه داشتن و دل کسی رو نشکوندن و دروغ نگفتن و خلاصه گفتار و پندار و کردار نیک و رعایت کردن مبارک باشه.
بعضی وقتها که یه سری از عادتهای بدت و ترک می کنی اول می فهمی که چقدر تنها شدی یا چقدر تنهایی! اما بعد همین تنهایی برات یه تلنگری میشه که دوستای بیشتری پیدا کنی و فعالیتهای بیشتری بکنی نه درست نیست؟!
بعضی وقتها خیلی از آدمهایی که اطراف هستن و فکر می کنی دوستت دارن یه توهم هستن .فقط کافیه با همونهایی که ادعا می کنن دوستت دارن توی قایق زندگی بشینی و یه مسیری و باهاشون تا ته طی کنی ، وسط مسیر می بینی که اگه تو پارو نزنی قایق پیش نمیره و این فقط تویی که پارو می زنی و شوق داری برای با هم رسیدن در صورتیکه که هم قایقیت داره از مسیر لذت میبره به همون مسیر اکتفا کرده و نمی خواد بیاد تا ته!
من که از قایق پریدم و ترجیح دادم تنهایی شنا کنم و به انتهای مسیر برسم،سرنوشت هم قایقیم هم برام مهم نیست(این نهایت سنگدلیه منه!)
همه چی تجربه میشه و آدم با این تجربه هاست که آدم بزرگ میشه.

گل فروش محله ما



امروز سر کار نرفتم و خونه بودم، چه بارون قشنگی باریدن گرفت دلم بدجوری هوای پارک ملت و کرد!
هوا بدجوری 2 نفره بود.
این عکس رو هم از بالا پشت بام خونمون گرفتم دوستش دارم..
اما چیزی که الان خیلی من و عصبانی می کنه یکی فیلتر شدنه پیکاسا هست و دیگری لاک شدن چت باکس جی میلم!
احمقانه است به خدا.
امیدوارم همه چی هر چه زودتر به حالت اول خودش برگرده.