۳ مهر ۱۳۸۹

آویزون!

من: دیگه دفعه آخرت باشه به من زنگ می زنیا...نمی خوام صدات رو بشنوم
تو: باشه...خوبه که همش خودت زنگ می زنی آویزونی!
من : سکوت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت
(من می شکنم از این همه درد
من نمی دانم چی بگم از این حماقا
من می دانم اشتباه کردم اما باز تکرارش کردم که چرا؟
دلیل احمقانه: دوستش دارم)
من: کاش اندازه یه مزاحم آویزون برات ارزش داشتم، کاش یه ذره توو قلبت جا داشتم
تو: برو بابا...قطع تماس...بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق

۱ نظر: